روایت

مشتری‌ها می‌آیند، اما چرا نمی‌مانند؟ | روایت من از درس‌های پنهان

جذب مشتری فقط آغاز مسیر است

در سال‌های فعالیت حرفه‌ای خودم، جلال هاشمی، بارها با این چالش روبه‌رو شده‌ام که بسیاری از کسب‌وکارها تمام تمرکزشان را بر جذب مشتریان جدید می‌گذارند، اما در نگهداشت آن‌ها موفق عمل نمی‌کنند.
این یک چرخه تکراری است که باعث می‌شود کسب‌وکارها هر بار هزینه‌های تبلیغات را افزایش دهند و باز هم در پایان با ریزش مشتریان مواجه شوند.

نگاه من به وفادارسازی مشتری

لحظه‌ی خرید اولین‌بار مشتری باید نقطه آغاز یک رابطه مستمر و هدفمند باشد، نه پایان آن.
مشتریان امروز دیگر صرفاً به قیمت و کیفیت توجه نمی‌کنند، بلکه به تجربه‌ای که از تعامل با برند دریافت می‌کنند اهمیت می‌دهند.
این تجربه است که تعیین می‌کند آیا مشتری دوباره بازخواهد گشت یا خیر.

اهمیت جمع‌آوری اطلاعات مشتری

بسیاری از کسب‌وکارها حتی اطلاعات ساده‌ای مانند نام، شماره تماس و میزان خرید مشتریان را ثبت نمی‌کنند.
اما من معتقدم همین داده‌های ساده، پایه و اساس هر برنامه وفادارسازی موفق است.
وقتی این اطلاعات در دسترس باشد، می‌توان رفتار مشتری را تحلیل کرد و برنامه‌هایی متناسب با نیازهای خاص هر فرد طراحی نمود.

هر مشتری داستان خودش را دارد

من به این باورم که هر مشتری متفاوت است و تجربه‌ای یکتا می‌طلبد.

برای برخی، یک پیامک تبریک کافی است.

برای بعضی دیگر، تماس تلفنی بدون هدف فروش می‌تواند ارزشمند باشد.
گاهی تنها چیزی که مشتری را وفادار نگه می‌دارد، همین حس دیده شدن و ارزشمند بودن است.

مشتریان قدیمی؛ سرمایه واقعی کسب‌وکار

در فعالیت‌های مشاوره‌ای‌ام همیشه تأکید می‌کنم که مشتریان قدیمی و وفادار، سرمایه واقعی یک کسب‌وکار هستند.
آن‌ها نه تنها باعث پایداری مالی می‌شوند، بلکه نمایانگر کیفیت و اعتبار برند نیز به شمار می‌روند.

نتیجه‌گیری | حفظ مشتری، کلید موفقیت پایدار

من بارها گفته‌ام:
اگر نتوانی ده مشتری را نگه داری، صد مشتری هم به کار نخواهد آمد.
حفظ ارتباط و ایجاد تجربه‌ای بی‌نظیر، مهم‌ترین سرمایه برای رشد و توسعه هر کسب‌وکاری است.
اگر شما هم به دنبال پایداری و رشد واقعی هستید، باید فراتر از جذب مشتری، به وفادارسازی آن‌ها توجه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *